من زمین را دوست دارم

کودکانه های نیکتا در باره حفظ محیط زیست و زمین

یه روز صورتی دیگه - روز درختکاری
نویسنده : نیکتا - ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸۸
 

 

سلا م به همه ی دوستان صورتی خوبم

امروز روز درختکاریه، روزی که همه باید سعی کنند نهالی رو تو زمین بکارند

این مراسم اونطور که میگن از سه هزار سال پیش تو ایران برگزار میشه ، اما

حیف فقط یه روز سال هست ای کاش می شد روزهای مختلفی از سال این مراسم

را برگزار کرد . آخه درخت ها موجوداتی هستند که همه چیزشون رو در اختیار

ما آدما قرار داده اند. ما علاوه بر چوب ، برگ و میوه  از اکسیژنی که درخت

تولید میکنه و سایه ای که ایجاد میکنه هم استفاده می کنیم برای همین از شما

دوست های خوبم انتظار دارم که برای قدردانی از این موجودات و همچنین به

خاطر خودتون و همه ی کسانی که دوستشون دارید امروز این کار صورتی مهم

مهم رو فراموش نکنی و با کمک بزرگترها

    حداقل یک نهال بکارید

 


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : نیکتا - ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۸
 

 

دیروز و امروز بارون خوبی تو شهرمون بارید

من عاشق بارونم ، وقتی بارون میاد شهر

تمیز میشه ، درختا تمیز میشن و ما بچه ها

هم می تونیم یه خورده نفس بکشیم.

از خدای مهربون به خاطر این بارون زیبا ممنونم.


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : نیکتا - ساعت ۸:۱۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٤ اسفند ۱۳۸۸
 

 

سلام، یه سلام صورتی به همه ی دوستان خوبم


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : نیکتا - ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸۸
 

سلام به همه ی دستان صورتی خوبم


 
comment نظرات ()

 
از همه تون متشکرم ...فقط همین !
نویسنده : نیکتا - ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸۸
 

از همه تون  متشکرم ...فقط همین !

 ببخشید تو این مدت نتونستم چیز جدیدی بنویسم می دونید چند وقتی هست خیلی جدی مشغول تمرین هستم .

خیلی حرفها واسه گفتن داشتم که دوست داشتم اینجا بنویسم . مثلا دلم می خواست از مراسم پرشین بلاگ براتون بنویسم . من قرار بود تو این مراسم یک اجرای پیانو داشته باشم که متاسفانه تو آخرین دقایق امکانات لازم برای این کار فراهم نشد و پیانوی سالن یهوی غیب شد . به هر حال از خانم پولادزاده مدیر مهربون پرشین بلاگ که منو به این مراسم دعوت کرد ممنونم .

راستی تو این مراسم دوستان وبلاگ نویس لطف کردند و از من هم به عنوان یک وبلاگ نویس سبز تقدیر کردند .بین خودمون باشه یه جایزه خوشگل هم گرفتم .

من تو مراسم تقدیر از بانوان وبلاگ نویس روی صحنه کنار سعید پورمحمودی مجری مراسم

پنج شنبه بود ساعت دوازده که زنگ مدرسه خورد وقتی از مدرسه بیرون اومدم دیدم دو سه تا از دوستام که زودتر از من بیرون رفته بودند بدو بدو پیشم اومدند و گفتن : نیکتا نیکتا تبریک می گیم!

راستش من اولش نفهمیدم چه خبره ولی وقتی بیرون مدرسه دیدم بابای صورتی گلم با خوشحالی اومد و بغلم کرد و بهم تبریک گفت یه دفعه چشمم افتاد به پلاکاردی که وسط کوچه و جلوی در مدرسه آویزون شده بود.

واقعا که باورم نمی شد مدیر خوب مدرسه مون خانوم پازوکی عزیز که راستی راستی یه مدیر صورتی مهربونه زحمت کشیده بود و واسه موفقیت من تو وبلاگ نویسی و موسیقی تبریک گفته بود.  اونقدر خوشحال بودم که  نمی دونستم چیکار کنم  فوری رفتم خونه ی عزیزجون (مادربزگ عزیزم) تا اونو خبر کنم اما عزیز جون دم در منتظرم بود و می گفت ساعت ده که برای خرید رفته اون پلاکارد رو دیده و چند بار اونو خونده و حسابی کیف کرده است.

اینم عکس مدرسه خوبمون

از خدای بزرگ می خوام به من کمک کنه تا بتونم با تلاش و موفقیت در درس ها و کارهای  دیگم  زحمت هایی رو که پدر و مادر مهربونم ، معلم های عزیزم و خانوم مدیر خوب مدرسه می کشه جبران کنم.باز هم از خانوم مدیر صورتی خوبمون که امسال حسابی مدرسه مون رو خوشگل کرده و باعث شادی بچه ها  شده تشکر می کنم یه تشکر صورتی.

 

 


 
comment نظرات ()

 
چرا ؟
نویسنده : نیکتا - ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱ آبان ۱۳۸۸
 

 

سلام به دوستای صورتی عزیزم

چند روز پیش که با مامان و بابای گلم به دیدن مادانا جون ( این

اسمیه که من از دو سالگی مادربزرگ عزیزمو صدا  می کنم و

مخصوص خودمه )  وقتی از خیابون دماوند رد می شدیم  گفتم

باباجون چرا این خیابون از وقتی که من یادم میاد و خیلی کوچولو

بودم  همه ساختمون هاش عقب و  جلو  هستند ؟  بابام گفت

راستش سالهاست که می خوان این خیابون رو پهن تر بکنند و

برای  همین باید ساختمون های کنار خیابون رو  خراب کنند اما

چون خیلی از صاحب های  اونا حاضر  به این  کار نیستند و  از

طرفی شهرداری هم پول زیادی نداره بیشتر از بیست ساله که

خیابون دماوند همین وضعیت رو داره.

از شنیدن این حرفا خیلی ناراحت شدم . آخه چرا تو کشور ما

 درست کردن یه خیابون که مردم راحت رفت و آمد کنند این قدر

دردسر داره و نمی تونن ساختمون های قدیمی رو خراب کنند

اما وقتی می خوان یه جاده بکشند که از یه فضای سبز بگذره یا

می خوان  اونجاها خونه بسازند تند تند درختا رو قطع می کنند.

کاش آدم بزرگا   یه  خورده  هم  به  آینده ی  بچه هاشون  

 بیشتر فکر می کردند .

 

 


 
comment نظرات ()

 
روز صورتی
نویسنده : نیکتا - ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ مهر ۱۳۸۸
 

 

سلام  دوستای نازنینم

می دونید امروز چه روزیه؟

امروز تولد حضرت معصومه (ع) است . من این روز رو به همه ی

شما تبریک می گم. حتما می دونید  که حضرت  معصومه (ع)

خواهر عزیز  امام هشتم حضرت امام رضا (ع) است که مقبره

اون تو شهر قم هست.

اما امروز یه روز خیلی مهم دیگه  هم  هست یه روز صورتی ،

یعنی " روز دختر " .

من روزدختر رو به همه ی دخترای ایران تبریک می گم .

                          روزتون مبارک                     


 
comment نظرات ()

 
قایق صورتی
نویسنده : نیکتا - ساعت ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸۸
 

 

سلام به همه ی دوستا ی صورتی

من امروز یه خبرجالب  صورتی  شنیدم که خوبه شما هم از اون با خبربشید.

خبر اینه که یه دختر 16 ساله استرالیایی که اسمش جسیکا هست تصمیم گرفته

که تنهایی بره و دور دنیا رو بگرده  اون گفته  که این سفر 8 ماه طول می کشه 

وقتی به همکلاسیام این خبرو دادم همشون تعجب کردند ،آخه بیشتر ماها تا حالا

سوار کشتی و قایق نشده ایم و این سفر برامون خیلی عجیبه. من که خودم  فقط

 سه سال پیش وقتی می خواستیم بریم به ارومیه  یه سفر کوچولو  روی دریاچه

ارومیه داشتم که یه ربع بیشتر طول نکشید اما برای همیشه به خاطرم مونده.

موضوع جالب دیگه اینه که اون می خواد با یک قایق صورتی این کار رو بکنه.

شما فکر می کنید اون موفق بشه؟

 


 
comment نظرات ()